تبليغاتX
خزاعل
 
بودا سوال های زیادی داشت.از این استاد نزد آن استاد میرفت و این سوالها را میپرسید. ولی او جستجوگر معمولی نبود. بودا با دانش لفظی راضی نمیشد. او طالب تجربه اندوزی بود وآن استادان فقط دانش عاریتی به او میدادند. بودا به این کار ادامه داد تا اینکه متوجه شد کسی به این نحو نمیتواند به حقیقت دست یابد. او باید به درون خود نگاه کند. اوتمام دانشی را که آموخته بود دور افکند. این کار او کناره گیری واقعی بود. (اولین کناره گیری او یعنی ترک پادشاهی چندان چیز با ارزشی نبود. با این همه حتی بودایی ها هم از کناره گیری دومش حرفی به میان نمی آورند.) وقتی که علوم و دست نویس ها راکلا دور انداخت و تک و تنها به تنهایی و انزوای خود وارد شد. بدون هیچ ره شناس، بدون هیچ طرح و نقشه خودش را پیدا کرد. به همین دلیل بودکه وقتی به بیداری رسید اولین چیزی که بر زبانش جاری شد این عبارت بود: (نوری باشید پیش پای وجودتان!)
ادامه مطلب
نوشته شده توسط سیاووش در شنبه 1387/06/23 |